الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

415

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

« اى عبيد اللّه ! براى تو گريزگاهى نيست و پناهگاهى از عثمان و يا نگاهبانى ندارى » . « به خدا قسم ! تو به ناحق خونى را به حرام ريخته‌اى و قتل هرمزان امرى مهم است » . « بىسبب او را كشتى تنها به گفتهء گوينده‌اى ، آيا هرمزان را به قتل عمر متهم مىكنيد ؟ » . « پس بىخردى ، در ميان حوادث فراوان ، گفت : آرى او را متهم مىكنم كه دستور داد و فرمان صادر كرد » . « در حالى كه سلاح آن بنده درون خانه‌اش بود كه آن را اين روى و آن رو مىكرد و هر كارى به چيزى شناخته شود » . ( 1 ) عبيد اللّه نزد عثمان شكايت برد پس او ، زياد را احضار كرد و وى را از آن كار منع نمود اما وى خوددارى نكرد و از عثمان انتقاد كرد و گفت : ابا عمرو عبيد اللّه رهن * فلا تشكيك بقتل الهرمزان فإنك ان غفرت الجرم عنه * و اسباب الخطا فرسا رهان لتعفو اذ عفوت به غير حق * مالك بالذى تخلى يدان « اى ابا عمرو ! عبيد اللّه بدون شك ، متهم به قتل هرمزان است » . « پس اگر تو جرم او را ببخشى ، در حالى كه عوامل خطا ، دو اسب شرطبندى هستند » . « در آن صورت به ناحق بخشيده باشى و در آن هيچ حقى نخواهى داشت » . عثمان از زياد به خشم آمد و او را نهى كرد و به مجازات تهديد نمود و او نيز دست كشيد « 1 » .

--> ( 1 ) طبرى ، تاريخ 4 / 239 - 240 .